قلبم و یک چیزی توی توی قلبم سخت میدهد آزارم!اصلا میدانی چی شد؟؟نه نمیدانی که!اصلا میدانی این بغض من دارد چه جانی میکند؟تورو خدا یکی به من بگوید "یعنی این چی؟؟".........................
هفت_هشت سال پیش,ماشینشان توی جاده تصادف میکند.پدرش میمیرد و او باقی می ماند و مادرش و برادر کوچکش!خورده شیشه ها دستش را سخت مجروح میکند.این میگذرد این تلخی بی پایان!
با برادرم دوستان صمیمی شده بودند.پسر عمه اش ,دوست صمیمی برادرم بود.همیشه به برادرم میگفت"داداش".با همان پاکی که در کلام و قلبش بود هم به من و نسیم ,میگفت:خواهررررر!
توی تمام برنامه های کوه ما همیشه با هم بودیم.من, نسیم, حمید, سروش, شیوا اشکان, مسلم, کوشا ,علی, شیرین, مینا ,بهزاد ,حامد, عموسیروس ,مهدی, مسعود, و......خیلی همراهان دیگر!
همین پنجشنبه بود که بهمان زد و گفت:برویم کوه!اما حمید سرما خورده بود و ما نتوانستیم همراهش برویم.با عمو سیروسش رفت....
جمعه من داشتم روزگار شاهزاده را میدیدم که گوشی حمید زنگ زد...نفهمیدم که به طرز خاصی با عجله رفت طبقه بالا !نفهمیدم ,آنقدر توی فکر مشغله های خودم بودم که وقتی هم آمدم بالا متوجه نشدم چرا حمید لباس سیاه پوشید و با اندوهی غریب از خانه خارج شد....
تا دیروز!بالاخره حواسم آمد سر جایش بعد از اینکه بخش اول ترجمه ها را تحویل دادم !هنوز یک ساعتی نشده بود که رویا_دوستم از خانه مان رفته بود که....
من:مامان؟شما ها چرا همتون یه جوری شدید؟؟چیزی شده؟حمید هم دیشب اصلا نخوابید؟!!
مامان فقط نگاهم کرد.
من:مامان حمید دیشب داشت فیلم های کوه رو نگاه میکرد!عکس سروش و خودش گذاشته بود رو بک گراند!!نکنه برای سروش دوباره اتفاقی افتاده باشه!؟نکنه دوباره پاش که تو تصادف ضربه دیده بود......
مامان:سروش ....سروش جمعه از کوه پرت شد!
خب یعنی این چی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی؟؟؟


الهی سینه ای ده آتش افروز در آن سینه دلی آن دل همه سوز
این شعر را همیشه سروش میخوند!این مدت همش دارم آهنگ های مورد علاقه سروش رو گوش میکنم.گریه نمیکنم اما.....این هجر را چرا برایمان گذاشتی؟؟کلیپت را روزی هزاز بار میبینم و همه جا چشمم به دنبال توست...صدای آسمان بی تو دیگر صدایی ندارد!ای کاش بودی!هرچند همه یه روزی میمیرن!یادت همیشه با ماست...