بهار زمستانی

THE WORD HAS BEEN  CHANGED AND WE FORGeT THESE changes!!

..........خیس!!
ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 

بلاتکلیفی این نقطه ها را می بینی؟؟

من در این نقطه ی دور

در بلاتکلیفی

در کش و قوس خیالی جانکاه

به افق چشم بدوزم تا کی؟؟

بی سبب منتظر معجزه ام

بی ثمر دیده بر این راه کبود

می روم در پی تو

سال ها آمد و رفت

بارها من دیدم

کوچ مرغان غزلخوان چمن

سفر چلچله ها

کوچ برف از دل کوهسار بلند

کوچ هر فصلی را

لیک یاد تو ز دل کوچ نکرد!!!

وقتی باران آمد رفتم زیر باران ترس از سرماخوردن نداشتم

ترس از لرزیدن نداشتم

ترس از نگرانی مادرم نداشتم

ترس از خودم داشتم!

ترس از کویر ی ام داشتم!

ترس از بلاتکلیفی...

ترس از از یاد بردن...

ترس از نگذشتنم!

باورت میشود...؟؟

من ترس از باران داشتم!

من چرا خیس شدم؟؟

توی این نقطه ی دور؟؟


کلمات کلیدی:
لینک دائم مهمان های بهار زمستانی () نویسنده: هما