بهار زمستانی

THE WORD HAS BEEN  CHANGED AND WE FORGeT THESE changes!!

کابوووووس تو!!
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٩ 

               

sorry but just ur smooches &flirts in a sensual way could be seen in my nighTmare

      !!!NOTHING MORE

!OF COURSE YOU WERE EYE_CATCHING IN "HIS"SIGHT  

( Narcissus )

  Homa :maybe   

everythings in my life &interests are totally wrong

                   Q :!!!!!!!what the pleasant dream                                                                     

  

    نمیدانم چرا یکدفعه دلم خواست حوصله نداشته باشم.همین طوری فقط بخوابم.من دلم میخواهد خودم را لوس کنم ,مامان بیاید و بگوید :من آیا خوبم یا نه؟؟؟به نظر من مامان من(!!) بهترین و قشنگ ترین مامان دنیاست و هیچ کسی را بهتر از مادرت نمیتوانی پیدا کنی که حوصله بهانه ها و غرزدن هایت را داشته باشد!وقتی واقعا خوب و سرحالم هم دوست دارم مامان با آن چشمان سبز درشتش بیاید به من زل بزند و نوازشم کند...خصوصا این موقع ها که نسیم و حمید غیبت هاشان وحشتناک طولانی شده و من به شدت دلتنگشان هستم....از کابوس هایم خنده ام میگیرد....اینکه من و نارسیس و Qچه خواب هایی نمی بینیم....مامان میگوید چرا میخندی؟؟دلیلش را نمیگویم.دوباره سرم را روی بالش گرم و نرمم میگذارم و ذهنم را هل میدهم توی خواب دیشبم... هویت آدم های خوابم به یادم نمی آید....چقدر عجیب!!با اینکه توی خوابQنبوده ام اما دقیقا میتوانم تخیلم را به کار بیندازم و بفهمم چه می دیده است!نارسیس برایم پیامک میزند که"خوابی؟؟یا شارژ نداری؟ "نمیتوانم به لایبرلی بروم.خواب هایمان آشفته ام کرده...اینکه همه ی شاگردهایش را یکجا جمع دیده و همه را هم تشخیص میداده کی هستند برایم فوق العاده جالب بود و اینکه آمده با دشمن دیرینه اش نارسیس  دست داده هم!......خواب نارسیس و ساختمان کــــــ ـ و آن مثلث و "هاگ " ی که ازش حرف میزد و یا خواب بعدی اش و عصبانیت من توی خواب و  آن مهمانی....

به نظرت با خواب هایم چه کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


کلمات کلیدی:
لینک دائم مهمان های بهار زمستانی () نویسنده: هما