بهار زمستانی

THE WORD HAS BEEN  CHANGED AND WE FORGeT THESE changes!!

بیابریم!
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٦ 

بیا دلمان را خوش کنیم به اینکه وقتی قولی میدهیم ,سفت و سخت برای انجام دادنش پافشاری میکنیم....

بیا سرم را تا ابد بگذارم روی شانه های بی خیالی زیاد که اگر کسی چیزی گفت تو شانه هایت بالا باشد....

بیا تمام لغات مهجور این خاطرات نیمه کاره را رها کنیم و انگار نه انگار کسی بود یا کسی هست یا کسی خواهد بود...

بیا تشنگی باران را اصلا نفهمیم من اصلا دلم نمیخواهد دلم برای بنی بشری که از جنس من نباشد دل بسوزانم

بیا نگاهمان را هیز کنیم روی بودن هایمان کنار مامان بابا خواهر و برادر و هر که دوستش داریم و اصلا تا ابدی وجودمان غریبه ای را پاسبان حرم دلمان نکنیم

بیا مثل آدم های بی خیال مهربان باشیم تا کسی مهربانی مان را نفهمد...

بیا تقاص ها را موکول کنیم به چشمان خداوند....

بیا....

bz:آخرین پست من قبل از کنکور 1390نمیدونم چی پیش میآد ولی دلم میخاد با حقوق ازش بیرون بیام و همین طور آرزویی برای موفق شدن همه!اینو از ته دلم میگم!

bz:برادرم دیروز گفت من پخته شده ام...از خامی گذشته ها بوی سوختن میآید!!غذای خام وقتی میسوزد که زیادی پخته شده باشه!


کلمات کلیدی:
لینک دائم مهمان های بهار زمستانی () نویسنده: هما