لحظه نوشت

تو راست میگفتی!

هیچ کس مثل ما نیست!

اینقدر گستاخ و بی باک که روی چمن ها شمس لنگرودی بخاند!

قانون ها را ببلعد !

...............................................................

من قلبم قوی ست !تو خودت گفتی وکیل بودن دفاع میکند!

نه طلوع باشد نه تو و نه تو نه تو!

bz:چه فرقی میکنه اگه گیج بشی یا نه!گفتم که بگم شاید شما هم مثل من این ها توی ذهنتان باشد!

/ 8 نظر / 11 بازدید
نرگس

شمس لنگرودی میخواندیم و از هم میپرسیدیم از آینده که چطور خواهیم بود...که روزی به یاد می آوریم این شمس ها و روی چمن نشستن ها را یانه...مثل همان به یاد آوردن های "به یادت هست..؟" به یادم دارم که میخواندیم از صندلی ها هیچ کدامشان کم نبود میز را چیدیم صندلی ها را جلو کشیدیم تصویرت را در جای خالی تو نهادیم و به یکدیگر خیره ماندیم... تو دختر پرتغالی به دست داری...ومن آن آهوی سبز و نارنجی را که به عشق نارنجی های تو انتخاب کردیم نگاه میکنم... لحظه های قشنگ زندگی هر روز پر رنگ تر میشوند...پررنگ تر از ان سایه های تلخ خاطرات...

سلام [گل]

nilo93

نمیدونم چی بگم... راستش مفهومشو درک نکردم

مهلا باران

از شما دعوت می‌شود تا از وبلاگ cafekalamat.blogfa.com/ دیدن نموده و مقاله‌ی گذری بر تاریخچه‌ی غزل پیشرو روزنامه‌ی مردم سالاری تاریخ 7/آبان‌ماه/1390 را مطالعه نمایید. (توضیحی از آقای هادی خوانساری (تئوریسین غزل پیشرو): مستندات ذکر شده در مقاله، بریده‌ی جراید و غیره بعد از گذشت سال‌ها و تنها به دلیل سوءاستفاده و کم‌لطفی بسیار برخی دوستان ارایه می‌شود. بی‌شک تلاش‌های بعضی از دوستان هم از اهمیتی در اندازه‌ی خود برخوردار بوده است و البته نویسنده‌ی مقاله در جاهایی مخصوصا اواخر مقاله اشارات زیادی به فعالیت‌های جنبی من داشته که لطف ایشان مایه‌ی دردسر و جنبه‌ی تبلیغ به خود گرفته است. جالب توجه است که اگر بعضی‌ها یکی از این مستندات را در دست داشتند گوش فلک را کر می‌کردند و خود را صاحب و بنیان‌گذار شعر فارسی می‌خواندند اما نمی‌دانم باید با سانسور و غیرمجاز اعلام شدن چند ساله‌ی مجموعه شعرهایم مواجه شوم یا... از دشمنان برند شکایت به دوستان/ چون دوست دشمن است شکایت کجا برم هم‌چنین برای چاپ کتاب خود با این وبلاگ و یا با شماره 02614418696 در تماس باشید.

مداد های آبی من

سلام و تشکر از آمدنتون و خواندن نوشته ام. خب یه جورایی این مطلب چند گانه شما بعضی قسمتهاش برام یاد آور ذهنیات آدمهایی هست که احتمالا فقط خودشان می دانند دلتنگ چه هستند .(منظور قسمت دوم نوشته ات بود)

آرش

دوست داشتی لینک مارو تو وبلاگت داشته باش بگو منم لینکت رو بذارم دوست نداشتیم که نداری دیگه[لبخند]