ننوشته شده

حس عجیب آهنگ وبلاگ میلاد که همان است که بالای برج است

مرا به سوی خودش می برد...انگار روند خاطره و لحظه را برایت دوره میکند...

از اول آهنگ لحظه را می نویسم....لابه لایش هم روند بی اطناب خاطره را که نیست و...ناراحت

این روزها جای خط نوازش تو

روی گونه هایم است...

گوش کن که ویولن محبوب من است...

دوباره تویی!روی تن خسته ی نیمه ی اول زندگی من!

من نشسته ام روی پل که پایین آن ,ارتفاع خشک یک زاینده رود است...

نشسته ام!

سفت!

تو آن بالا

بالا سر من

انگار محافظ منی از آن بالا!

صدای خنده های دسته ای و ریز دخترانه میاید!

من نگاهم مثل خودم نشسته است!

بی خیال حس تملک به تو!

نجابت سنگین م کار خودش را میکند...

فقط از دالان پل رد میشوندو خنده هایشان دور تر اما به گوش من نزدیک تر میشود ...

من باید بلند شوم...

اما...

این حلقه محافظت شده را دوست دارم هنوز و ای کاش باز هم بیایند هزار دسته دیگر از آن دخترا که من بنشینم هنوز...

اینجا نشسته ام که تو به خود بیایی و من دستم را تا آنجا که به قلب تو میرسد دراز کنم و بگیری اش سفت و بلندم کنی از تن پل !

چه سوزی دارد این ویولن....

bz:دست من هنوز دراز است و تو داری سانت به سانت فاصله اش را با قلبت اندازه می گیری!این دختر خیال باف اسفند از آهنگ یک وبلاگ چه روندی را دوره میکند!دلم برای بانو تنگ است....اینجا منم بعد از گذشتن و رفتن که نشسته ام؟!بانو تو کجایی؟بیا و از این نیمه اول برای همیشه نجاتم بده!

/ 24 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شادمانه

سلام از حضورت در وبم ممنونم خوندن مطالب وبلاگت نیازمند تمرکز و دقت هست خواستم قدردان حضورت باشم با احترام

حنیف

چه سوزی دارد این ویولن....[گل][گل]

مژده

خیلی دوستش داشتم دوستم.وصف حال قشنگی بود.ممنون . اینجا نشسته ام که تو به خود بیایی و من دستم را تا آنجا که به قلب تو میرسد دراز کنم و بگیری اش سفت و بلندم کنی از تن پل !

ج

سلام دخترم خیلی وقت بود منتظر نوشته جدیدت بودم زیبا می نویسی امیدوارم همیشه صدای خنده ات دیگران را نیز شاد کند

nilo93

گاهی اوقات میخوای بگی اما .... خوندم احساس میشه کرد اما ... دستم زیر چونه ام ، خط به خط دوبار گاهی بیشتر از دوبار و فقط پلک میزدم و آروم با موس حرکت اون حلقه باشه اما نه شل نه سفت همیشگی یکنواخت نه سرد نه گرم ....

الهام

ارزویم این است دیدن اوج غرورت در صبح و رسیدن به همه رویایت من دعا خواهم کرد روزهایت پر نور شب تو مهتابی و خودت صادق و صاف رنگ باران باشی [گل]

nilo93

منم نمیدونم! این روزا صدا به صدا نمیاد شاید بهتر سکوت کنی آره سکوت شاید بیشتر به چشم بیاد البته شاید !!

حنیف

من نگاهم مثل خودم نشسته است[گل]

nilo93

میدونم سخته نگه داشتنش تو سینه ات من که دارم زیره آواره این همه سکوت له میشم اما دیگه از دسته صدا کاری برنمیاد... سکوت عمیقم فشارم میده اما بهتر از اینکه حرمت واژه هام جمله هام حرفهام شکسته شه !! بهتره نقض بشه سکوتم تا اینکه گفته بشه اما برو نداشته باشه

مرتضی

وب قشنگی داری اگه برای تبادل لینک مایل هستی اول منو به اسم ๑۩۞۩๑ اردوگاه عاشقان ๑۩۞۩๑ لینک کن بعد به منم بگین که اسم لینکتونوچی بزارم موفق باشین