..........خیس!!

بلاتکلیفی این نقطه ها را می بینی؟؟

من در این نقطه ی دور

در بلاتکلیفی

در کش و قوس خیالی جانکاه

به افق چشم بدوزم تا کی؟؟

بی سبب منتظر معجزه ام

بی ثمر دیده بر این راه کبود

می روم در پی تو

سال ها آمد و رفت

بارها من دیدم

کوچ مرغان غزلخوان چمن

سفر چلچله ها

کوچ برف از دل کوهسار بلند

کوچ هر فصلی را

لیک یاد تو ز دل کوچ نکرد!!!

وقتی باران آمد رفتم زیر باران ترس از سرماخوردن نداشتم

ترس از لرزیدن نداشتم

ترس از نگرانی مادرم نداشتم

ترس از خودم داشتم!

ترس از کویر ی ام داشتم!

ترس از بلاتکلیفی...

ترس از از یاد بردن...

ترس از نگذشتنم!

باورت میشود...؟؟

من ترس از باران داشتم!

من چرا خیس شدم؟؟

توی این نقطه ی دور؟؟

/ 59 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرضیه آرامش

سلام عزیز جان... زیبا بود.. احساس... واقعیت. من به روزم... و از انتظار ...منتظر تر... ممنون تا بعد

زردآلو

سلام دوست خوبم ما چهار نفریم شفتالو آشتالو و آلبالو که هر سه پسرن منم زردآلو خانوم هرکدومم ماله یه شهریم تقصیر خودته که اخبار وب مارو از اول دنبال نکردی!!! تو وبلاگ هم جنگ قدرته بین شفتالو و زردآلو برای تصاحب مدیریت وب که فعلا من پیروز شدم بازم بیا پیش ما خانومی[قلب]

محمدبلوچ

_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤ __¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤ _¤¤¤¤¤¤¤¤

سنجاقک

[گریه] نگفتی چرا بلاتکلیف هستی